Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

بیست وچهارمه و بوی بهار رو من یکی که حس نمی کنم:-|

طلایی | پنجشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۱۱ ب.ظ | ۰ نظر

همون لحظه ای که کاپ قهوه رو با دو تا دستم گرفته بودم و داشتم می چرخوندمش به دیروز فکر می کردم که چطوری با ف نتونستیم به استاد بگیم که ما نمی تونیم همه کارایی که گفتن رو تا فردا انجام بدیم و خب وقتی چیزی نگفتیم مجبور شدیم تمام اون کارها رو انجام بدیم !

هر چی رو برگه می نوشتم که چه کارایی دارم و حداکثر چقدر زمان لازم دارن برنامم تا سه صبح طول میکشید  و خب این ترسناک بود:-|

نه اینکه بیدار نمونده باشم ، نه ، ولی خب دیگه حداکثر تا دو اونم خیلی خواب الود !

در نهایت امیدواری تا ساعت سه صب کار رو انجام دادم ولی خب همونجا سر برگه ها خوابم برد و درست ساعت پنج و نیم از درد گردنم بیدار شدم ،ولی خیلی گیج باز خوابیدم !

صب ساعت هفت و نیم برگه ها رو تحویل استاد دادیم و بعدم استاد فقط رسید صفحه اول هر کدوم رو نگاه کنه .


از خستگی خوابم نمی برد ! 

تو این حال و هوا کتاب عجیب و غریب عامه پسند رو می خوندم ! که با خوندن هر صفحش از خودم می پرسم نویسنده واقعا چی پیش خودش فکر کرده ؟!!

به هر حال خیلی تند تند تا اخرش پیش رفتم و اخرشم هیچی:-|

(از اون طرف کتاب جان شیفته  رومن رولان که فوق العاده هم براش کمه رو هم شروع کردم به خوندن و هر کس باید بخوندش تا بفهمه من چی میگم.)

بعد اینکه کتاب عامه پسند تموم شد ع تقریبا همون موقع رسید و بعد از احوال پرسی فراوان از اینترن  کتک خورده (یعنی ع)یه قسمتی از پایان نامشو تو لپ تاپ بهم نشون داد و منم شروع کردم به خوندنش و بعد از خوندن چکیده مطلب سرمو اوردم بالا و در کمال تعجب دیدم با یه حالت خاصی داره عامه پسند رو می خونه بعد از یه مکث کوتاه متوجه نگاه من شد گفت: حال کردی؟:-)

گفتم : اره ، عالیه ، خسته نباشی.

بعدم بلند شد و لپ تاپ و برداشت و گفت که بره وسایلشو بذاره و باز بیاد!

قدم اول و که داشت برمی داشت با یه حالت عجیبی ازش پرسیدم کتابه خوب بود؟

و جوابی رو شنیدم که اصلا فکرشم نمی کردم!

و خب کتاب مال اون شد و تمام:-|

امروز که بیست و چهارمه و گذشت، هیچی ، ولی قراره تا بیست و هشتم همینجور کار کنیم ،جا داره که بگم من یکی بوی بهار رو حس نمی کنم:-|

  • طلایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی