Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

١.سلام :-))

٢.داشتم فک می کردم به ننوشتنم تو این چن روز که چه عجیب که حتی دفتر خاطراتمم باز نکردم!!

٣.تو باشگاه حرکاتم خیلی سخت شده ! بدترینش هم شنا سوئدیه که مربیم از قصد وایمیسته بالا سرم و تا نشمرم تا سی ول نمیکنه !!!

٤.اخر ورزش دیگه نفسم بالا نمیومد لباسامو که عوض کردم و از باشگاه اومدم بیرون ،موبایلم تا یک ربع انتن نداشت و من تو همون حالت گیج بعد از مدتی درد پاهام رو حس کردم و می دونستم این تازه اولشه:-))

سر راه دم دکه ی روزنامه فروشی وایسادم و چشم انداختم تا مجله های مورد علاقمو بگیرم .

یه گرگدن و یه داستان و یه نشنال جیوگرفیک:-))

دیدم ادامسارم خیلی مرتب چیده جلوی شیشه برا همین شد که یه بسته ریلکس نعنام گرفتم .

مجله ها رو دستم گرفتم چون در توانم نبود که کوله پشتیمو که دو تا بندشم رو شونم بود دربیارم و اونا رو بذارم توش ! چیزیم توش نبودا ولی خب نشد که بشه:-)

بسته ادامسمم گذاشتم تو جیب پالتوم.

٥.داشتم گوش میکردم به ریحانا ،همین اهنگ جدیدشم بود . شده تا حالا اهنگ و تو مغزتون همراه باهاش بخونین؟!!! این طوری که با دهنتون ریتمشو بزنین و تو مغزتون بخونینش!!

ریتم اهنگای ریحانا جون میده واسه اینکار:-))!!

اهنگ رو زیاد بلند نکرده بودم . تو یه قسمت از راه یه صدای جیرینگ جیرینگ میومد اول فک کردم کسی پشتمه ،گردنمو یه ذره چرخوندم ولی دیدم کسی نیست، بعد یهو یاد بسته ادامس افتادم ! درش اوردم و گذاشتم رو مجلات و یه کم را رفتم ! دیدم نه نمیشه دوباره گذاشتمش تو جیبم . تا خونه این صدا میومد و من با کوتاه ، بلند کردن قدمام صداشو عوض میکردم ! یه بسته ساده ی ادامس سرگرمم کرده بود، به گمونم اون کارگره از حرکات من تعجب کرده و همین بود که سر پیچ سرشو اورد بیرون از ساختمان نیم ساخته و یه خنده ای زد ! احتمالا فک کرده دارم میرقصم:-))

٦.سه شنبه امتحان غدد دارم و از اون امتحاناس که یه سی نفری از بچه های ترم قبل و زده به در و دیوار ، بچه ها از ترس خواستن بندازنش عقب تر که نشد :-( 

امیدوارم خوب بدم:-)

٧.تا چن روز پیش تک دختر خونه بودم ولی الان چن روزی هست که بزرگتره به جایگاه قبلی خودش برگشته و تا تونسته شور و شادی با خودش اورده :-)

فقط کلافس از امتحان من و منتظریم تا تموم شه بره پی کارش! بعد اون مثه گلوله از تفنگ شلیک میشیم و پرتاب و برخورد به هدف:-))


  • طلایی

نظرات  (۱)

  • آقای دال
  • خسته نباشی واقعا 
    پاسخ:
    :-|
    :-)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی