Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

باید بگم حکایت منی که شال زرد می پوشم اینکه در اصل من عاشق این رنگم :-)

البته که من رنگ نارنجیم دوست دارم ولی زرد یه حال عجیبی داره ، در واقع تو ، تو جمعیت با شال زرد پیدا میشی:-)

حالا قصه این شال زرد بسیار بسیار بلند ،از یه خرید الکی از اونایی که به بهونه سرگرمین شروع میشه!

اون خریده به بهونه این بود که من سرگرم شم و مجبور نباشم هی به چیزای عذاب اور فکر کنم ..

برا همینم هست که شال زردم علاوه بر اینکه رنگش خیلی قشنگه ، خاطرشم خیلی خوبه :-) 

با خیلی چیزا ادم خاطره داره ولی این شال زرده ، یاداور پیاده رویم تو پیاده رو های ولیعصر و کنار تئاتر شهره ! همونجایی که ادم دوست داره از این سالن به اون سالن بره و خلاصه عشق کنه و عشق ! 

این روزا من احتیاج دارم به همین ثانیه ثانیه های الانم ، به همین دلخوشیای کوچیک !!

اصلا دلخوشی کوچولو مزش بیش تره:-)

اون همیشه میگه بی خیال گذشته! یه چرتی بوده از سر خامی و جوانی و خطر و ریسک:-)

بی خیال اینده ! کی مرده و کی زنده؟!! اخه توقع واسه چی ؟ ول کن بابا بذار تلاش کنیم بعد ببینیم خدا چی میخواد :-) 

چرا باید فکر با ارزش  ثانیمو تلف گذشته و اینده کنم؟

نه نمی کنم و نمی کنیم ! 

تو با همین شال زردت حال کن و قهوه بزن :-)

   



پ.ن: همین چیزاس که منو کرده کتابخونه نشین :-)

  • طلایی

نظرات  (۱)

اون همیشه میگه بی خیال گذشته!
اون کیست :)

فقط رنگ بنفش❤️
پاسخ:
یک عدد رفیق قدیمی و پایه:-))
بنفشم خوبه ولی نارنجی و زرد دو تا چیز دیگن:-)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی