Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

امروز قبل کتابخونه رفتم سوپر مارکت تا خوراکی بگیرم که جذابیت بده به کورس ریه!

خب من در واقع چیز خاصی مد نظرم نبود ، برا همینم اولش خیلی گیج به همه چیزای تو سوپر نگاه می کردم تا انتخاب کنم ... اخر سر یه بستنی لیوانی بزرگ نسکافه ای کاله گرفتم و یه شیشه اب نارگیل که تیکه های نارگیلم توشه ( نوشیدنی مورد علاقه ی منه:-) )

بعدش بی خبر از گشنگان کتابخونه پا گذاشتیم اونجا .. تو مغزم این بود که اخه تو کتابخونه که نمیشه تعارف کرد واینا تازه خوشحالم بودم از این بابت ، اما امان از نگاه گشنگان کتابخونه بیمارستان فلان:-))؛)

اینقدری به این خوراکیا نگاه کردن که رنگشون رفت :-)))

اهای گشنگان کتابخونه که منتظر پست من این جا بودین چون همه اونایی که خیلی نزدیکن به من می دونن این جا اینستاگرام منه بیش تر :-) بعدشم کاملا اگاهم که قراره تو تلگرام چی بشنوم:-)))

اگه میشد عکس نگاهاشونو به اشتراک بگذارم قطعا شما نمی فهمیدید که اینا انسانن اونجام کتابخونس:-)

مو طلایی خیلی اهسته نشست سر جاش و کتابا و جزوشو دراورد و شرو کرد به خوندن ( البته بیش تر وانمود ) خب نگاها کمتر شد :-)

منم  یه ربعی که گذشت اروم اروم در بستنی و باز کردم :-)

من غافل شدم از نگاها ولی اونا غافل نشدن و نشده بودن از من :-)

با نگاه فحش خوردن بد چیزیه بد...

"ف" کنار من نشسته بود بعد به بهونه حرکت بعد از یه ساعت نشستن اومد طرف من ..

منم اصلا اصلا بهش نگاه نکردم ولی اون هم چنان بالای سر من بود:-)

خیلی اروم سرمو اوردم بالا و با علامت بهش تعارف کردم !!

ولی اون در واقع چشمش به اون اب نارگیله بود و اینو با چشم بهم فهموند:-)

منم ابرو بالا انداختم که یعنی نهههههه!!!:-)

نگاهای سنگین هی بیش تر و بیش تر شد که منو مجبور کرد حیاط و با نسیمی که میومد تر جیح بدم به کتابخونه ..

موبایلمو و جزوه رو برداشتم، با خوراکیا زدم بیرون، رفتم تو حیاط رو صندلی قرمزه نشستم:-)

تا شرو کردم ،شروع کردن:-)

شرو کردن من همانا و پیام های تهدیدکننده همانا!

اتفاقا باید بگم مدرک تحقیق من دست یکی از این گشنگان بود ، اون گشنه منو تهدید کرد و من مجبور به تسلیم شدم ..

اب نارگیل و بستنی و خوردن با هم و ذره ای رحم نکردن:-))

منم مدرک و گرفتم 

ولی دفعه بعد قطعا کوتاه نمیام:-|

هان که روز ما هم فرا خواهد رسید :-))

  • طلایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی