Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

در حال حاضر که دارم این جا مطلب میذارم باید بگم که در ماشین شاسی بلند " ک" نشستیم !!

در حالی که اونا در حال خوندن با اهنگ و جیغ زدن و فریاد زدنن من ترجیح دادم که بنویسم !!! اره تو همین سر وصدا :-))

یه جورایی یه چالشه واسه خودم:-))



(خب ما ساعت چهار و نیم از بیمارستان راه افتادیم تا به تئاتر ساعت شش عصر نوید محمد زاده برسیم ...

ترافیک بخشی از برنامس ولی ما هم راهکارای خودمونو داریم :-) 

اهنگ و رقص و جیغ و فریاد در واقع بهترین راه چارس :-)

نمی دونم داشتم به خاطر شصت صفحه خوندن مطلب انگلیسی کتاب باربارا بیتز جیغ می زدم یا از دست ترافیک ؟؟!

ولی این تنها کار بود و البته باید بگم بهترین کار بود..

بعد از اینکه رسیدیم خیابون نوفل لوشاتو دوربینمو در اوردم و در حالیکه تا نصفه از پنجره بیرون اومده بودم موقع پیچیدن ماشین عکسمو از خیابون گرفتم :-) 

ده دقیقه به شش ما کاملا اماده بودیم ،منظورم اینکه پارک کردیم و تموم و حالا باید طبق معمول میدویدیم تا برسیم .. سر پنج دقیقه رسیدیم به پردیس تئاتر شهرزاد و سالن یک البته که در سالن ده دقیقه بعد باز شد !!!

سالن در شرف ترکیدن بود. تمام صندلیا و پله ها و حتی فضای خالی بین اولین ردیف و محل اجرا هم ادم نسشته بود !

نمایش واقعا عالی بود:-) و به شدت توصیه می کنم که برین ..

حدود ساعت هشت و بیست دقیقه تمام شد و اونقد دست زدیم که دستام سرخ شده بود :-)

بعد اون تا ماشین داشتیم از تئاتر میگفتیم و پیشنهادای دیگه رو هم بهم میگفتیم:-)


تو ماشین بازم دست و جیغ و هورااا:-)))

گوگوش و مهستی و بلند بلند می خوندیم .. البته من وسطش دیگه نخوندم و مشغول نوشتن شدم..)




اینم از چالشی که خودم ، خودمو بهش دعوت کردم:-)))

پ.ن: فردا شروع نمونه سازیه و من یه کم ترسیدم!:-|

  • طلایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی