Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

من می زنم اهنگ قبلی تا بعد از دهمین بار گوش بدیمش با صدای هشتاد ، الودگیه صوتی درست کنیم بعد یه مدت طولانی ، برقصیم تو کل سه دقیقه اهنگ ، بخونیم باهاش با حالتای خاص خودمون ، فیلم بگیرم در حد سینمایی:-) دست بزنیم و پا بکوبیم تو همین سه دقیقه:-).
تو تونل تو ترافیک سنگین نگرانِ گاز منو اکسید باشی و هشدار بدی که ای وای که عجب اشتباهی کردیم . چهل و پنج دقیقه تو تونل و ترافیک پیشرو بهت بگه که دنبال راه درو تو اتوبان باشی و دور برگردون اول و بری و بیفتی اون لاین و دوباره همون اهنگ قبلیو بعد دوازدهمین بار بذارم و تو با همون انرژی قبلی برقصی و منم بخندم . 
اینکه اخرش گم بشی چیزی از انرژیت کم نکنه و من گاز بدم و گاز بدم واسه یه راه درو دیگه .....و هیچ راهی پیدا نکنم:-)))
(بعدم تو بگی اخه اقا حکیم شرق کجا و قیطریه کجا ؟؟ این وسط اتوبان امام علی چی بود اخه؟؟ فلان تابلو نوشته بود صدر برگرد:)))). )
تو اسمون که نه تو کهکشانم من این روزا که غرب و شرق و شمال و جنوب و تشخیص نداده می پیچم و همیشه به فکر راه درو ام:-)
ولی چیزی که خوبه اینکه هنوزم همون اهنگه داره پلی میشه و حالا تو به جای من اهنگ و میزنی عقب رو اونی که من دوسش دارم:-)
هنوز انرژی داری تو :)
هنوز داری اونقدری دستتاتو قشنگ می گردونی که تو همون حالت گیجی من واسه پیدا کردن مسیر ،دستامو با دستات هماهنگ می کنم و صدای "حالا بیا "گفتنت اونقدری انرژی میده که نمی دونم راه خونه از کدوم وره ولی می دونم راه تو مغزم از کدوم طرفه:)
اونوقته که می گی خوندمش خانوم دکتر:)) 
بعدم با مکس میگی : فکرتو می گم:-)



الان دارم پیدا می کنم راه خونه رو:-)
  • طلایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی