Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

نسخه پیچیدنِ موطلایی:)

طلایی | جمعه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۰۳ ب.ظ | ۱ نظر
یه وقتایی دلم می خواست تو زمانِ قاجار تو کاخ گلستان می چرخیدم !! اونوقت شنل نامرئی کننده ی هری پاترم مینداختم رو خودمُ از خیلی اتفاقات اگاهشون می کردم یاجلوی کاراشونو یه جوری می گرفتم:))!!!
یا مثلا می رفتم کاخ سعد اباد تو اتاق شاه  یا مجالسش و با همون حالت نامرئی اگاهش می کردم:))!!
حالا اینا از کجا میاد ؟! 
راستشو بخواین چن روزیه کتاب هویت ایرانی رو شروع کردم به خوندن و بعضی جاهاش موهامو و در و دیوار چنگ میزدمو و حرصم در میومد!!
این افکار البته از همین جا شروع نشد از بچگی بود !
یعنی زمانی که می رفتم جاهای تاریخی یه حالت خاصی بهم دست می داد!!
تو دبستان و راهنمایی و دبیرستانم عاشقِ تاریخ بودم:)
نمیدونم چرا سر از پزشکی در اوردم:))

چیزی که موطلایی برا تعریف 
براتون بگم از درسام که معادلات ذهنمو بهم ریخته و حتی خوابشونم می بینم :))
برا کسی که این جوری میشه نسخه ای که میپیچن فقط شمال و دریاست:)
الان موطلایی در ارامشه:))) 
  • طلایی

نظرات  (۱)

  • فــــ . میم
  • آخ کاش می شد یه نوع قرصی بود می خوردیم 
    چشمامونو می بستیم و برای چند دقیقه خوابمون می برد و دقیقا جلوی دریا می رفتیم
    خود آرامشه این لعنتی دوست داشتنی 

    پاسخ:
    اره واقعا:)
    این قرصه بود من یکی  انقدر می حوردم تا به کما برم:))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی