Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

Mu talai

به وسعت هر چی که دل طلب کنه

جوانی را باید تصور کرد که تعادل خود را بازیافته و در حال خواندن عاشقانه های شاملوست ، جوانی که دانسته ارزش خوشحالی مساوی با هیچ چیز در زندگی نیست..
حال باید جوانی را تصور کرد که لواشکی در دست دارد و می نشیند به دیوار تکیه می زند و در حال خواندن خونریزی فصل ٣ کتاب پاتولوژی خود می باشد وسط درس به خود استراحت داده پوسته نازک پلاستیکی ( خوب راستش اینکه جوان نمی دونه دقیقا به این پلاستیک چی میگن ولی می دونه خیلی مزخرفه و واقعا دیگه بهداشت گندشو در اورده!:)))) روی لواشک را جدا می کند ٦ دقیقه طول می کشد جوان قسمت بزرگی از لواشک را بر می دارد( به خاطر اشتیاق خاص به لواشک) ان را لوله کرده و به دهان می گذارد( از بچگی جوان اینگونه لواشک می خورد) با ملچ و ملوچ فراوان شروع به خوردنش می کند :) ولی ای کاش جوان را می دیدید چون قطعا به او می گفتید که لواشک انار را انتخاب نکند  یا لااقل ان گونه نخورد دیگر:)))))))
  • طلایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی